X
تبلیغات
مدیسه
رایتل

فدایی سید علی

توضیحی ندارد!!

پنج‌شنبه 1 آبان 1393 ساعت 09:55

آقای روحانی از شما بعید بود!

آقای روحانی از شما بعید بود!

 
دیروز آقای دکتر روحانی در اجتماع مردم زنجان به تشریح نظرات خویش درباره فریضه امر به معروف و نهی از منکر پرداخت که باعرض پوزش باید گفت؛ اظهارات ایشان اولا؛ در بیان موضوع «دو پهلو»!، ثانیا؛ با توجه به مختصات زمانی- یعنی ماجرای اسیدپاشی ضدانقلاب داخلی و توهم‌پراکنی دشمنان بیرونی درباره آن- «حساب‌نشده»! و ثالثا؛ در برخی از موارد با واقعیات جاری انطباق نداشت! که پرداختن به آن، اگرچه ضروری است ولی فرصت دیگری می‌طلبد.
اما، رئیس‌جمهور محترم کشورمان در همین اجتماع به یکی از «درس»ها و «عبرت‌»های عاشورا نیز اشاره کرده و گفت: «یک درس کربلا هم درس تعامل سازنده و مذاکره در چارچوب منطق و موازین می‌باشد.»
آقای دکتر روحانی یک عالم دینی، حقوقدان و اهل سیاست هستند بنابراین به خوبی می‌دانند که همیشه «اشتراک لفظی» به معنای «اشتراک‌در مفهوم» نیست و برخی از کلمات در بستر حقوقی، سیاسی و یا فنی و... به واژه‌ای تبدیل شده‌اند که با معنای لغوی آنها فاصله دارد و «مذاکره» یکی از همین نمونه‌هاست. مذاکره اگرچه به معنای گفت‌وگو و سخن گفتن با یکدیگر است ولی امروزه «مذاکره» در فرهنگ سیاسی مفهوم و معنای ویژه‌ای دارد که با معنای لغوی آن متفاوت است و به نشست طرفین دعوا برای حل اختلافات فیمابین گفته می‌شود و ماهیت آن «دادن‌و ستاندن» است. با این توضیح که دو طرف برای حل اختلافات فیمابین با یکدیگر به مذاکره می‌نشینند و امتیاز یا امتیازاتی می‌دهند تا در مقابل آن امتیاز یا امتیازاتی بگیرند. مانند مذاکرات هسته‌ای که جناب روحانی از آن با عنوان «برد-برد» یاد می‌کنند و در توضیح آن می‌گویند « مذاکرات باید هم به نفع ما باشد  و هم به نفع طرف مقابل» و تاکید می‌فرمایند که «امتیازی می‌دهیم و امتیازی می‌گیریم». 
خب! با این حساب باید از جناب آقای روحانی پرسید که  آیا گفت‌وگوی حضرت امام حسین علیه‌السلام با دشمن از این نوع بود؟ و حضرت می‌خواستند امتیازی به عمرسعد بدهند! و در مقابل از او امتیازی بگیرند؟! چه کسی می‌تواند انکار کند که گفت‌وگوی سیدالشهداء علیه‌السلام با سران شرک و نفاق از نوع نصیحت و دعوت آنان به صراط‌مستقیم الهی و دست کشیدن از کفر و پلیدی بود، نه آن که حضرت با اهدای امتیاز به آنان در پی کسب امتیاز از آنها باشد، یعنی آنچه در تعریف سیاسی واژه «مذاکره» به مفهوم رایج امروزی آن آمده است!
ممکن است جناب روحانی بفرمایند که منظور ایشان نیز مفهوم مذاکره به معنای لغوی آن- یعنی گفت‌وگو با دشمن برای نصیحت آنها و نه امتیاز دادن به آنان- بوده است. که متأسفانه این عذر نمی‌تواند پذیرفتنی باشد، چرا که ایشان می‌فرمایند؛ یکی از درس‌های کربلا هم درس «تعامل سازنده»! و «مذاکره»! است  و «تعامل» چه در فرهنگ سیاسی و چه در فرهنگ لغت به مفهوم معامله کردن است یعنی «بده‌وبستان» و در فرهنگ سیاسی ترجمان دیگری از همان «مذاکره» است! و باید پرسید؛ آیا امام‌حسین علیه‌السلام در پی معامله با عمرسعد  و ابن‌زیاد  و یزید بود؟!
رئیس‌جمهور محترم بلافاصله بعد از بیان فوق به مذاکرات هسته‌ای جاری میان ایران و 5+1 می‌پردازند و از آنچه  به امام حسین(ع) تحت‌عنوان «مذاکره و تعامل سازنده» با دشمن نسبت داده‌اند، برای توجیه بینش و منش دولت محترم در مذاکرات - بینش و منش دولت در مذاکره و نه اصل مذاکرات- استفاده می‌کنند! و این نیز نشانه دیگری است از آن که منظور آقای روحانی از «مذاکره و تعامل سازنده»! در کربلا همان مفهوم سیاسی رایج آن، یعنی «بده و بستان» می‌باشد که نه فقط به شهادت تمامی اسناد تاریخی، بلکه به گواهی آنچه حضرت اباعبدالله‌الحسین(ع) درباره قیام خویش فرموده‌اند، این بده و بستان! از ساحت مقدس کربلا و عاشورا به دور است و تعجب‌آور است که رئیس‌جمهور حقوقدان که یک روحانی و سیاستمدار نیز هستند، به این نکته بسیار بدیهی توجه نکرده‌اند!
انتظار آن بود- و هنوز هم هست- که رئیس‌جمهور محترم بر این واقعیت تأکید ورزند که بزرگترین و با اهمیت‌ترین درس عاشورا، ایستادگی و مقاومت در برابر دشمنان قدار و ستمکار است، حتی اگر بهای آن ایثار جان در راه خدا باشد.
مگر این کلام از سید‌الشهداء علیه‌السلام نیست که «انّی لا اری‌الموت الّا سعاده و الحیاهًْ مع‌الظالمین الّا برما- من مرگ (در راه خدا) را جز سعادت نمی‌بینم و زندگی با ستمگران (سازش با آنها) را جز خواری نمی‌دانم».
آقای رئیس‌جمهور در بخش دیگری از سخنان خود درباره درس‌های کربلا  و عاشورا به «قبول توبه» اشاره کرده و می‌فرمایند؛ «ما تابع همان حسینی(ع) هستیم که توبه حر را هم قبول کرد... من در جامعه کسی را نمی‌شناسم که گناهی بالاتر از گناه حر مرتکب شده باشد و (هیچ) عظیم‌الشأنی را در تاریخ بعد از پیامبر(ص) و امام علی(ع) جز اباعبدالله‌الحسین(ع) نمی‌شناسم که در برابر سری که حر برایش خم کرد، گذشت کرده و او را در آغوش کشیده باشد».
این بخش از اظهارات آقای روحانی «سخن حق» و صدالبته قابل قبولی است اما، اگر خدای نخواسته منظور آقای رئیس‌جمهور از اشاره به این فراز از تاریخ کربلا، مقایسه آن با سران فتنه آمریکایی اسرائیلی 88 باشد که متأسفانه شواهدی از این فرض حکایت دارد، باید گفت نظر یاد شده از نوع «قیاس مع‌الفارق» است و نه فقط کمترین مشابهتی میان جناب «حر» با سران فتنه وجود ندارد، بلکه این دو ماجرا با یکدیگر تفاوتی در حد تضاد و فاصله‌ای به اندازه زمین و آسمان دارند.
اول آن که، جناب حر، کمترین اهانتی به ساحت مقدس حضرت اباعبدالله الحسین(ع) روا نداشت بلکه در مقابل اعتراض حضرت خطاب به وی که مادرت به عزایت بنشیند- ثکلتک امک- در کمال ادب و خضوع عرض کرد؛ هیچکس در میان عرب چنین سخنی به من نمی‌گوید مگر آن که پاسخ می‌شنود اما، چه کنم که مادر شما، حضرت فاطمه زهرا‌سلام‌الله‌علیها است و من خود را خاکسار حضرتش می‌دانم.
دوم آن که تنها جرم جناب حر، بستن راه بر کاروان حسینی(ع) بود، که این گناه خود را روز عاشورا با توبه و ایثار جان خویش جبران کرد.
اکنون باید از آقای روحانی پرسید؛ کدامیک از عوامل و سران فتنه آمریکایی اسرائیلی 88 کمترین شباهتی با جناب حر دارند که این «پاکدامنی و ایثار» حر را با «فساد و تباهی» سران فتنه مقایسه فرموده‌اید؟! و چنانچه منظورتان از پیش کشیدن ماجرای توبه حر و پذیرش آن از سوی امام حسین علیه‌السلام، اشاره و کنایه به سران فتنه نبوده است، این بخش از اظهارات حضرتعالی در جغرافیای سخنان دیروز شما در زنجان چه جایگاهی داشته است؟! و با چه مقصود و منظوری مطرح شده است؟! شواهد فراوانی که برخی از اظهارات و مواضع اخیر نزدیکان جنابعالی از جمله آنهاست، نشان می‌دهد منظور شما از پیش کشیدن ماجرای حر، ارتباط دادن آن با ماجرای خیانت سران فتنه بوده است که نه فقط قیاس مع‌الفارق است بلکه می‌تواند برای جنابعالی یک درس بوده و «توبه» شما را از آنچه گفته‌اید در پی داشته باشد.
و اما، جناب حر همانگونه که آقای رئیس‌جمهور اشاره کرده‌اند، از اقدام خود که با وطن‌فروشی و جنایت سران فتنه قابل قیاس نیست، توبه کرد و به مصداق آیه شریفه‌ای که «توبه‌» را با اصلاح عمل انجام شده و بیان آنچه انکار کرده‌اند- الّاالذین تابوا و اصلحوا و بینوا (160 بقره)- صداقت خود را در توبه با ایثار جان خویش امضاء کرد.
حالا باید از رئیس‌جمهور محترم پرسید؛ آیا سران فتنه از جنایت و خیانتی که مرتکب شده بودند، توبه کرده‌اند؟ که سخن از بخشش و پذیرش توبه آنها در میان باشد؟! اگرچه در هیچیک از سیستم‌های حقوقی‌ دنیا، توبه جنایتکاران مانع مجازات آنان نمی‌شود و در نظام حقوقی اسلام نیز چنین است. از این روی اظهارات جناب رئیس‌جمهور که یک عالم دینی و حقوقدان هستند، تعجب‌آور است و انتظار آن است که به صراحت اعلام کنند منظورشان سران فتنه و گذشت از جنایات آنان- آنهم بی‌آن که توبه کرده باشند- نبوده است.
و اما، درباره سخنان دیروز رئیس‌جمهور محترم گفتنی‌های دیگری نیز هست که به بعد موکول می‌کنیم و تنها خطاب به ایشان می‌گوییم «آقای روحانی از شما بعید بود»!

حسین شریعتمداری

-----------------

نکته جالب در مورد مذاکره ادعایی جناب حقوقدان راستگو اعتراف و پیش بینی ناخواسته ایشان نسبت به سرنوشت مذاکره با شیطان بزرگ بود! از جناب سرهنگ باید پرسید نتیجه مذاکره سالار شهیدان با دشمن چه بود؟ (طبق ادعای ایشان والا حضرت اتمام حجت کردند و مذاکره ای در کار نبود) دشمنی ها تمام شد؟! یا حضرت و یارانش به شهادت رسیدند و سرها به نیزه ها شد و نه تنها این بلکه خاندان حضرت هم به اسارت رفتند؟

و این پیش بینی نتیجه مذاکره هم چیز عجیبی و جدیدی نیست... به قول امام خامنه ای : " آمریکایی‌ها نه تنها دشمنی‌ها را کم نکردند بلکه تحریم ها را هم افزایش دادند! البته می‌گویند این تحریمها، جدید نیست اما در واقع جدید است و مذاکره در زمینه‌ی تحریم هم، فایده‌ای نداشته است...... این، یک تجربه‌ی ذیقیمت دیگر برای همه بود که متوجه شویم نشست و برخاست و حرف زدن با آمریکایی ها، مطلقاً تأثیری در کم کردن دشمنی آنها ندارد و بدون فایده است."

دیدار مسئولان وزارت خارجه و سفرا و رؤسای نمایندگی‌های جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور

در مورد حضرت حر هم حرفش درسته... خیلی خب، قبول، حاج حسن به رفقات بگو توبه کنند و برای اعدام آماده شوند!!!

کاری که حر کرد جز با ریخته شدن خونش قابل جبران نبود... حضرت حر توبه کرد و جانش را فدای مولایش کرد ... بسم الله ما که بخیل نیستیم حضرات فتنه گر خاتمی، میریزید، کروبی و.. توبه کنند و آماده تیرباران باشند...شاید خدا توبه ایشان را هم پذیرفت 

کاندیدای انتخابات بعدی از سرنوشت آقای روحانی عبرت بگیرند و وعده های خیالی به ملت برای جذب رأیشان ندهند وگرنه مجبور میشوند از همین نوع درافشانی ها داشته باشند!  4 تا صد روز از وعده رفع مشکل اقتصادی ملت در 100 روز می گذرد! چرخهای صنعت که از حرکت ایستاد و صنعت هسته ای هم که پیاده شد! نه تنها تحریم ها ترک نخورد که بیشتر هم شد چنان عزت به شناسنامه ایرانی برگشت که نمی دانیم با این همه عزت چه کار کنیم؟! هنوز آمریکا به نماینده ایران در سازمان ملل ویزا نداده است! توهین ها و گستاختی های شیطان بزرگ چندین برابر گذشته شد...واردات به حد سرسام آوری رسیده و به قول خودش کار تولید کرده، منتها برای چینی ها و فرانسوی ها و ...

بگذریم این نیز بگذرد سه سال بیشتر نمونده...

پیام تسلیت امام خامنه ای به مناسبت شهادت شهید احمدی روشن

بسم الله الرحمن الرحیم
شهادت دانشمند نخبه‌ی جوان، شهیدمصطفی احمدی روشن، اندوه دیگری بر دل دوستداران دانش و متعهدان به پیشرفت جمهوری اسلامی نهاد. ما همگی شریک غم پدر و مادر و همسر و فرزند این جوان مظلوم و برجسته و سرافرازیم.این ترور بزدلانه که عاملان و طراحانش هرگز جرأت نخواهند کرد به جنایت کثیف و پلید خود اعتراف کنند و مسئولیت آن را بپذیرند مانند دیگر جنایات شبکه‌ی تروریزم بین‌الملل دولتی، با طراحی یا همراهی سرویسهای سیا و موساد عمل شده و نشانه‌ی به بن‌‌بست رسیدنِ استکبار جهانی به سردستگی آمریکا و صهیونیزم، در مقابله با ملت مصمّم و مؤمن و پیشرونده‌ی ایران اسلامی است. آنها در این رفتار شنیع و قساوت‌آمیز نیز شکست خواهند خورد و به اغراض پلید و شریرانه‌ی خود دست نخواهند یافت. رشد شتابنده‌ی علمی و فتح قله‌های دانش که با همت و عزم جوانان مؤمن و غیور و توانائی چون مصطفای شهید رونق یافته، امروز قائم به هیچ فردی نیست، این یک جنبش تاریخی و برخاسته از یک عزم خلل‌ناپذیر ملی است. ما به کوری چشم سران اردوگاه استکبار و نظام سلطه، این راه را با قوت و اراده‌ی راسخ دنبال خواهیم کرد و پیشرفت رشک‌آور ملت بزرگ خود را به رخ دشمنان عنود و حسود خواهیم کشید، و البته از مجازات مرتکبان این جنایت و عاملان پشت صحنه‌ی آن هم هرگز چشم‌پوشی نخواهیم کرد.
اینجانب شهادت این عزیز را به والدین و همسر و فرزندش و به جامعه‌ی علمی و دانشگاهی کشور و به عموم دوستداران و متعهدان نهضت علمی فراگیر، تبریک و تسلیت میگویم و برای آنان صبر و سکینه‌ی الهی و برای شهید عزیزمان علو درجات اخروی را از خداوند متعال مسألت میکنم و یاد شهیدان علیمحمدی و شهریاری و رضائی‌نژاد را گرامی میدارم.سیدعلی خامنه‌ای
22/
دیماه/1390

بیانات امام خامنه ای در دیدار مردم قم به مناسبت سالروز 19 دی

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌
خداى متعال را سپاسگزاریم که نفسهاى گرم و دلهاى بانشاط جوانان قم، به مناسبت نوزدهم دى، یک بار دیگر فضاى این حسینیه را معطر کرد. یقیناً آگاهى و بیدارى و بصیرت مردم عزیز قم و پاسخى که آنها با همه‌ى وجود خودشان به حوزه‌ى علمیه و به مرجع تقلیدشان دادند، یک حادثه‌ى ماندگار در طول تاریخ است و خواهد ماند.

 
اگر ما حادثه‌ى نوزدهم دى را مبدأ تاریخ تحولات جدید دنیا بدانیم، شگفت‌آور نیست و سخنى به گزاف گفته نشده است. حوادث جامعه‌ى بشرى و این عالم بزرگ، متأثر از قانون تأثیر متقابل است. حوادث بر روى هم تأثیر میگذارد و زنجیره‌ى حوادث تاریخى، وقایع بزرگ را به وجود مى‌آورد. اگر اینجور تصویر کنیم صورت مسئله را، که حرکت مردم قم در روز نوزدهم دى در سال 56 یک جرقه‌اى بود در فضاى ظلمانىِ عجیبِ خفقانِ آن روز - که شرح اختناقى که آن روز در کشور وجود داشت و همه دنیاى به‌اصطلاح طرفدار آزادى، پشتیبان آن خفقان بودند و از حکمرانان و سلطه‌گران مستبد و دیکتاتور با همه‌ى وجودشان دفاع میکردند، کتابهاى زیادى لازم دارد - در یک چنین فضائى، این خونهاى پاکى که در چهارمردان قم ریخته شد و حرکت عظیم مردم قم را در روز نوزدهم دى پدید آورد، جرقه‌اى بود که در حقیقت اصابت کرد به انبار و آذوقه‌ى ذخیره‌ى عظیم ایمانىِ این مردم، و ناگهان فضا را منقلب کرد.

 
اگر حادثه‌ى نوزده دى قم نمیبود، آن حوادث گوناگون شهرستانها و سلسله‌ى اربعین‌ها که مردم را به میدان مبارزه کشاند، به وجود نمى‌آمد. اگر آن تحولات و آن حوادث نبود، 22 بهمن به وجود نمى‌آمد، انقلاب اسلامى به پیروزى نمیرسید. انقلاب اسلامى به پیروزى رسید، چالش با استکبار شروع شد، هیبت استکبار شکست، هیبت آمریکا و صهیونیسم شکست. اگر این شکسته شدن هیبت پوشالى ابرقدرتها - که با هیبتِ خودشان بیش از واقعیت وجود خودشان در دنیاى انسانها تصرف میکنند - مسلمانها را در کشورهاى مختلف به فکر انداخت و بیدار کرد، ایستادگى مردم ایران، مظلومیت ملت ایران در حوادث مختلف، در جنگ تحمیلى، در دوران سختِ توأمان دفاع مقدس و تحریم - اینکه ملت ایران اینجور محکم ایستادند، با ثبات پیش رفتند - ملتها را تکان داد. اگر این ثبات نبود، اگر این ایستادگى نبود، اگر این به چالش کشیدن هیبت دروغین ابرقدرتها نبود، ملتها وارد میدان نمیشدند؛ بیدارى اسلامى به وجود نمى‌آمد؛ این حوادثى که امروز منطقه را دارد دگرگون میکند و نقش جدیدى میزند، به وجود نمى‌آمد. حوادث از یک نقطه شروع میشود و زنجیره‌وار پیش میرود. اگر استقامت بود، صبر بود، تداوم در راه بود، استمرار عمل بود، آن وقت همه‌ى خیرات و همه‌ى برکات بر آن مترتب میشود.

 
ایستادگى شرط اول است. ملتها در راهى که شروع میکنند، باید استقامت کنند؛ «فلذلک فادع و استقم کما امرت».(1) در قرآن کریم، دستور استقامت به نبى مکرم اسلام در جاهاى متعددى داده شده است؛ سرّش همین است. باید ایستاد، باید ثبات به‌خرج داد، باید راه را گم نکرد، هدف را همواره در مقابل چشم داشت و به‌طور مستمر باید پیش رفت. اگر این شد، پیروزى‌ها پى‌درپى پیش خواهد آمد؛ همچنان که براى ملت ایران پیش آمده است.

 
ملت ایران این تجربه‌ى بزرگ را امروز در مقابل ملتهاى دیگر قرار داده است؛ تجربه‌ى موفقیتِ ناشى از دو عامل بصیرت و صبر. بصیرت یعنى گم نکردن راه، اشتباه نکردن راه، دچار بیراهه‌ها و کجراهه‌ها نشدن، تأثیر نپذیرفتن از وسوسه‌ى خناسان و اشتباه نکردن کار و هدف. و صبر یعنى ایستادگى. نسلها دست به دست به یکدیگر تحویل میدهند. امروز به حول و قوه‌ى الهى نسل جوانى در کشور ما حضور دارد که دوران انقلاب را ندیده است، دوران جنگ را درست درک نکرده است، اما در عین حال با همان روحیه، با همان احساس، با همان انگیزه، با همان تصمیم قاطع، در میدان ایستاده است؛ این خیلى مهم است، این هنر انقلاب اسلامى است. باید عوامل این ایستادگى و این بصیرت را در میان خودمان تقویت کنیم.
 
دو چیزِ به هم پیوسته وجود دارد که اینها زنجیره‌هاى اقتدار ملت را تشکیل میدهد: یکى تصمیم قاطع نظام مقدس جمهورى اسلامى است بر عدم انحراف، عدم تسلیم، ایستادگى کردن در مقابل زیاده‌خواهى و زورگوئى از سوى ابرقدرتها و از سوى استکبار. نظام اسلامى به مجموع خود، با هویت جمعى خود، به‌طور قاطع میداند چه کار میکند و راه را انتخاب کرده است و ایستاده است. این، عامل اول. عامل دوم، حضور هوشمندانه و مصممانه‌ى مردم وفادار. اگر این دو از هم جدا میشدند، اگر مسئولان نظام و مدیران کشور بودند، اما مردم در صحنه نبودند، یقیناً کار پیش نمیرفت. اگر مدیران نظام دچار اختلال میشدند در نیت خود، در تشخیص خود، در فهم خود، در تصمیم‌گیرى خود در مقابل لشکر متراکم کفر و ضلالت که در مقابلشان صف کشیده‌اند، یقیناً این در اختلال نظام تأثیر میگذاشت؛ مردم را هم از صحنه خارج میکرد. این دو عامل با یکدیگر هست، امروز هم هست و ان‌شاءالله در آینده هم خواهد بود. با وجود این دو عامل، هیچکدام از ضربه‌ها و ترفندها و کیدها و توطئه‌هاى دشمن در این ملت اثرى نخواهد گذاشت.

 
امروز جبهه‌ى مقابل ما - که سردمدار آن جبهه هم آمریکا و صهیونیستهایند - به تمام طرقى که میتوانسته است متوسل و متشبث بشود، متشبث شده؛ از تمام راه‌ها که میتوانسته براى مقابله‌ى با ملت ایران بهره‌گیرى کند، بهره‌گیرى کرده است، براى اینکه بتواند این دو عامل، یعنى عامل تقویت کننده‌ى نظام، و عامل ایستادگى مردم در صحنه را تضعیف کند و از بین ببرد. خودشان هم همین را تصریح میکنند؛ میگویند این تحریمهائى که ما بر علیه ایران تصویب و اجرا میکنیم - و با عناد کامل دنبال میکنند - براى این است که مردم را خسته کنیم، مردم از صحنه خارج شوند، مردم به نظام اسلامى پشت کنند. یا این کار صورت بگیرد، یا در اراده‌ى مسئولین رخنه به وجود بیاید؛ مسئولین در محاسباتِ خودشان تجدیدنظر کنند. تعبیر آنها این است: میگویند میخواهیم مسئولین جمهورى اسلامى احساس کنند که هزینه‌ى تصمیم‌گیرى‌هاى آنها بالاست. این یعنى رخنه ایجاد کردن در اراده‌ى مسئولین کشور. با همه‌ى توانشان، با همه‌ى ترفندهائى که بلدند، دارند این دو کار را دنبال میکنند. یا در مردم ایجاد تردید کنند و مردم را از نظام جدا کنند، یا در مسئولین ایجاد تردید کنند و مسئولین را وادار کنند که در تصمیمهاى خودشان تجدیدنظر کنند. اشتباه کردند؛ هیچکدام را نمیتوانند انجام دهند.

 
یک روز در صدر اسلام، دشمنان به نظرشان رسید که با شِعب ابى‌طالب و محاصره‌ى اقتصادى مسلمانها، آنها را از پا بیندازند؛ اما نتوانستند. این روسیاه‌هاى بدمحاسبه‌گر خیال میکنند ما امروز در شرائط شِعب ابى‌طالبیم. اینجور نیست. ما امروز در شرائط شِعب ابى‌طالب نیستیم؛ ما در شرائط بدر و خیبریم. ما در شرائطى هستیم که ملت ما نشانه‌هاى پیروزى را به چشم دیده است؛ به آنها نزدیک شده است؛ به بسیارى از مراحل پیروزى، با سرافرازى دست پیدا کرده است. امروز مردم ما را از محاصره‌ى اقتصادى میترسانند؟ با این حرفها، با این ترفندها میخواهند مردم را از صحنه بیرون کنند؟ مگر چنین چیزى ممکن است؟ امروز میخواهند در اراده‌ى مسئولین اختلال ایجاد کنند؟ «قل هذه سبیلى ادعوا الى الله على بصیرة انا و من اتّبعنى»؛(2) این راهى است که با بصیرت انتخاب شده است، این راهى است که با مجاهدت باز شده است، این راهى است که با خون عزیزترینها هموار شده است. ما از این راه رفتیم، به قله‌هائى هم دست پیدا کردیم. ما متوقف نمیشویم، ان‌شاءالله پیش میرویم؛ ولى تا امروز هم به قله‌هاى بسیارى دست پیدا کرده‌ایم. جمهورى اسلامى، امروز کجا، بیست سال و سى سال قبل کجا؟ دشمنان جمهورى اسلامى، هیمنه و باد و بروتِ آن روزشان کجا، ضعف و انکسار امروزشان کجا؟ اینها نشانه‌هائى است که ملت ایران را تشویق میکند. نخیر، در ادامه‌ى راه اسلام - که راه خداست، راه دین است، راه سعادت دنیا و آخرت است - اراده‌ى مسئولین همچنان مستحکم خواهد ماند؛ مردم هم امروز و در آینده، پاى ثابت این حرکت عظیم خواهند بود.

 
یکى از جاهائى که مردم میتوانند حضورشان را نشان بدهند، همین انتخابات است. نه از حالا، از مدتى قبل شروع کرده‌اند؛ که شاید کارى کنند که در این انتخابات، حضور مردم کم شود. میشنوید دیگر، مى‌بینید؛ حالا در آن مقدارى که به گوش مردم میرسد، به چشم مردم میرسد، در مطبوعات و در رسانه‌هاى گوناگون، دشمنان ما، از آن صدر گرفته است، که مرکز و قرارگاه فرماندهى جبهه‌ى کفر و استکبار است، تا این پادوها و ایادى کوچک و پیاده‌نظامشان که همه جا پخشند - اینجا هم هستند، بیرون هم هستند - همه‌ى تلاششان این است که کارى کنند که مردم در این انتخابات شرکت نکنند. من با تجربه‌اى که از رفتار این مردم دارم، و با اعتمادى که به لطف خداى متعال دارم، پیش‌بینى میکنم که به لطف الهى، به فضل الهى، به حول و قوه‌ى الهى، حضور مردم در این انتخابات، یک حضور دشمن‌شکن خواهد بود و با این انتخابات، خون تازه‌اى به پیکر انقلاب و کشور و نظام جمهورى اسلامى دمیده خواهد شد؛ حرکت تازه‌اى براى او پیش خواهد آمد، نشاط تازه‌اى پیدا خواهد کرد؛ همچنان که همه‌ى انتخاباتها همین جور است. انتخابات مظهر حضور مردم است؛ مظهر دخالت مردم در سرنوشت خود است.

 
البته آفتهائى وجود دارد؛ باید سعى کنیم این آفتها پیش نیاید. مردم ما و کشور ما از انتخابات سال 88 بهترین خاطره‌ها و بدترین خاطره‌ها را دارند. بهترین خاطره‌ها حاصل حضور عظیم چهل میلیونى مردم پاى صندوقهاى رأى بود، که دنیا را خیره کرد؛ بدترین خاطره‌ها مربوط به جرزنى‌هاى سیاسى یک عده آدم نادان، ناباب و بعضاً معاند در قضیه‌ى انتخابات بود. خب، در هر قضیه‌اى، در هر حادثه‌اى ممکن است یک عده‌اى قبول نداشته باشند، معترض باشند. چگونه باید اعتراض را نشان داد؟ قانون، راه معین کرده است. چرا قانون‌شکنى کنند؟ چرا براى مردم هزینه درست کنند؟ چرا کشور را دشمن‌شاد کنند؟ چرا برنامه‌هائى را که عفونت تصمیم‌گیرى‌ها و ترفندهاى دشمن از آن بلند و آشکار است، اجرا کنند؟ قانون، راه معین کرده است. آنجا ما گفتیم، به همه هم گفتیم، همه‌ى اطراف قضیه هم ملزم بودند که بر طبق آنچه که گفته شده است - که مرّ قانون است - عمل کنند. چرا نکردند؟!

 
آنها کارى از پیش نبردند. و تا این ملت توى صحنه‌اند، تا این پیوند وجود دارد، هیچ کس در این کشور، در کارهاى خلاف، کارى از پیش نخواهد برد. کارى از پیش نبردند و نمیبرند، اما براى کشور هزینه درست کردند، براى ملت هزینه درست کردند؛ چرا؟ با آن انتخابات باشکوه و پرعظمت، میشد کشور این هزینه را تحمل نکند.

 
عوامل گوناگونى وجود داشتند. باید این براى ما تجربه باشد، باید درست باشد، باید همه مراقب باشیم. انتخابات مظهر حضور مردم و محصول آن، مظهر رأى مردم و خواست مردم است؛ باید به آن احترام گذاشت.

 
انتخابات باید سالم باشد، رقابتى باشد. رقابت غیر از خصومت است، رقابت غیر از تهمت‌زنىِ متقابل است؛ اینها را باید همه مواظب باشیم. رقابت این نیست که کسى اثبات خود را متوقف بر نفى دیگرى بداند. رقابت این نیست که کسانى بیایند براى  جلب نظر مردم، وعده‌هاى خلاف قانون اساسى، خلاف قوانین عادى بدهند؛ اینها نباید باشد. کسانى که وارد عرصه‌ى انتخابات میشوند، چه از طرف مجریان و مسئولان، چه از طرف کسانى که نامزد میشوند، بایستى به آداب و شروط یک حرکت عمومىِ سالم پایبند باشند، متعهد باشند؛ این لازم است.

 
مجریان باید تمام سعى خودشان را بکنند که امانتدارى کنند. خوشبختانه انتخاباتهاى ما در طول این سالهاى متمادى - این همه ما انتخابات داشتیم؛ بیش از سى انتخابات در این سى و دو سال - انتخابات سالمى بودند. برخى اوقات بعضى‌ها ادعا کردند که انتخابات ناسالم است؛ ما فرستادیم تحقیق کردند، تدقیق کردند - هم در زمان حیات مبارک امام (رضوان الله علیه)، هم بعد از آن - دیدند نه، ممکن است گوشه و کنار تخلفاتى باشد، اما چیزى که انتخابات را ناسالم کرده باشد، نتیجه‌ى انتخابات را تغییر بدهد، مطلقاً اتفاق نیفتاده؛ همانى که مردم انتخاب کردند، در بیرون واقع شده است. باید سعى کنند انتخابات سالم باشد؛ این به عهده‌ى مجریان است؛ چه مجریان در دولت و وزارت کشور، چه در دستگاه شوراى محترم نگهبان.

 
باید مراقبت کنند. هیچ چیزى از قانون بالاتر و عزیزتر نیست. در دنیا معروف است، میگویند قانون بد هم از بى‌قانونى بهتر است. بعید نیست آدم این را قبول داشته باشد؛ چون بى‌قانونى، هرج و مرج است؛ قانون بد لااقل یک ضابطه‌اى است؛ خب، انسان اصلاحش میکند. خوشبختانه قوانین انتخاباتى ما قوانین خوبى است؛ ممکن است بعدها کاملتر و بهتر هم بشود.

 
کسانى هم که وارد عرصه‌ى انتخابات میشوند، باید یک تقیداتى، تعهداتى داشته باشند. این، خطاب به همه‌ى کسانى است که به عنوان نامزد وارد عرصه‌ى انتخابات میشوند، و خطاب به همه‌ى مردم است. مردم عزیزمان در سراسر کشور این رفتارها را در نامزدهاى انتخابات تفرس کنند، دنبال کنند، دقت کنند. نامزد انتخابات باید با قصد خدمت وارد شود. اگر با قصد قدرت‌طلبى و جمع‌کردن پول و مسائل گوناگون و انگیزه‌هاى ناسالم دیگر وارد شود، به کشور خدمت نمیکند. نامزد انتخابات باید با انگیزه‌ى خدمت وارد شود؛ این را باید تشخیص داد، باید فهمید، باید حدس زد. اگر چنانچه نامزدها به مراکز ثروت و قدرت متصل شوند، کار خراب میشود؛ همچنان که امروز در به‌اصطلاح دموکراسى‌هاى دنیا، در آمریکا و غیر آمریکا این رسم هست؛ کمپانى‌ها و پولدارها به نامزد انتخابات در ریاست جمهورى یا در انتخابات کنگره پول میدهند، ولى او در مقابل آنها متعهد است. آن رئیس جمهورى که با پول دستگاه‌هاى گوناگون و مراکز ثروت سر کار بیاید، در مقابل آنها متعهد است. آن نماینده‌ى مجلسى که با پول فلان شرکت و فلان کمپانى و فلان ارباب و فلان پولدار توى مجلس بیاید، مجبور است آنجائى که آنها لازم میدانند، قانون جعل کند، قانون بردارد، توسعه و تضییق در قانون بکند. این نماینده به درد مردم نمیخورد. نه باید به مراکز ثروتهاى شخصى متصل بود، و نه به طریق اولى‌ به ثروتهاى عمومى. کسى بیاید از پول بیت‌المال مصرف کند، براى اینکه به وکالت مجلس برسد؛ این دو برابر اشکال دارد، اشکال مضاعف دارد. اینها را باید مردم مراقب باشند. البته هر کسى را هم نمیشود متهم کرد. بگوئیم آقا این وابسته‌ى به فلان‌جاست، این وابسته‌ى به فلان کس است، این فلان پول را خرج کرده؛ باید اینها هم روشن شود، باید ثابت شود.

 
مردم باید چشمها را باز کنند، ملتفت باشند. خوشبختانه مردم ما بیدارند. افرادى که میتوانند انسان را خاطرجمع کنند، بین انسان و خدا حجت براى انسان درست کنند، انسان به اینها اطمینان کند؛ آنجائى که خودش میتواند تحقیق کند، تحقیق کند. اینها لازم است. باید دقت شود. ان‌شاءالله انتخابات خوبى انجام بگیرد؛ انتخابات پرشور، با حضور مردم. مردم درست بشناسند، درست انتخاب کنند و ان‌شاءالله مجلسى تشکیل شود باب نظام اسلامى. و به لطف الهى ان‌شاءالله همین جور هم خواهد شد.

 
ما اگر از خدا بخواهیم، وارد بشویم، تک تک ما احساس مسئولیت کنیم، قصدمان این باشد که نظام اسلامى و اسلام و ملت ایران را سربلند کنیم، خوشبخت کنیم، سعادت براى دنیا و آخرتمان فراهم کنیم، راه الهى بسته نیست. ما اگر چنانچه قدم برداریم، خداى متعال راه را باز میکند؛ عمده این است که ما همت کنیم، تصمیم بگیریم، بنا بگذاریم.
 
من مطمئنم که این انتخابات براى ملتهاى دیگر هم یک نشانه‌اى است. براى همین هم هست که دستگاه‌هاى خبیث استکبار، از آمریکا و انگلیس و صهیونیستها و دیگران، دارند مرتباً تلاش میکنند که این انتخابات را به یک جورى خراب کنند، مخدوش کنند. کشورهاى دیگر نگاه میکنند ببینند این پیشکسوت انتخاباتى و انقلابى - که ملت ایران است - چه کار خواهد کرد. ملت ایران در این زمینه، جزو پیشکسوتهاست. ملتهاى دیگر نگاه میکنند ببینند انتخابات در ایران به کجا خواهد رسید. استکبار دوست دارد که انتخابات در کشور ما آنچنان بشود که ملتها را مأیوس کند. ...(3) خب، شما دیگر حرف آخر را گفتید! «مرگ بر آمریکا» همان حرف آخر است.
 
پروردگارا! به محمد و آل محمد، تفضلات خودت، هدایت خودت، رحمت خودت، دستگیرى خودت را شامل حال این ملت عزیز بگردان. پروردگارا! جوانان ما را مورد نظر حضرت بقیةالله (ارواحنا فداه) و مشمول دعاى آن بزرگوار قرار بده. روزبه‌روز پیروزى‌هاى ملت ایران را روزافزون بفرما.

   
والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته‌

1)
شورى: 15
2)
یوسف: 108
3)
شعار «مرگ بر آمریکا»

لعن علی عدوک یا حسین، خاتمی و کروبی و میرحسین
 

لعن علی عدوک یا حسین

خاتمی و کروبی و میر حسین

دریافت فایل تصویری با فرمت  mp4 کلیک کنید اینجا
حجم 3.62 مگابایت

ما عاشق حسینیم، دشمن میرحسینیم


بزرگترین ثروت براى یک نظام همین است که مردم پشت سرش باشند. آمدند به اصطلاح خواستند این حرکت مردمى را خراب کنند؛ گفتند راهپیمائى حکومتى! بى عقلها نفهمیدند که با این حرف دارند حکومت را تعریف میکنند؛ دارند از حکومت تمجید میکنند. این چه حکومتى است که در ظرف دو روز - روز عاشورا (یکشنبه) آن خباثتها را راه انداختند، روز چهارشنبه این حرکت عظیم راه افتاد - میتواند یک چنین بسیج عظیم ملى را در سرتاسر کشور بکند؟ امروز کدام کشور دیگر، کدام حکومت دیگر چنین قدرتى دارد؟ قوى ترین حکومتهاى دنیا و ثروتمندترینشان - که ولخرجى هاى زیادى هم براى جاسوس پرورى و خرابکارى و تروریست پرورى دارند - اگر همه ى تلاششان را هم بکنند، نمیتوانند ظرف دو روز، صد هزار نفر آدم را بیاورند توى خیابانهاى شهرشان یا کشورشان. چند ده میلیون انسان در سرتاسر کشور بیایند! اگر به دستور حکومت آمده باشند، این خیلى حکومت مقتدرى است؛ پس خیلى حکومت قوى اى است که اینجور امکان بسیج را دارد. اما حقیقت غیر از این است؛ حقیقت این است که در کشور ما حکومت و مردمى وجود ندارد - همه یکى اند - مسئولین حکومت، از شخص حقیر این بنده گرفته تا دیگران، هر کدام قطره هائى هستیم در اقیانوس عظیم این ملت.

آیت الله علم الهدی سخنرانی خوبی کردند که می توانید در اینجا متن آن را بخوانید.

این هم خواسته ملت ایران

نهم دى در سرتاسر کشور مشت محکمى به دهان فتنه‌گران زد

این پدر شهید هم با پسرش اومده که بگه همه ملت ایران و خانواده های شهدا و ایثارگران از موسوی و خاتمی و دار و دسته نیویورکی ها اعلام برائت می کنند....

 

 

 

یوم الله 9 دی عام الفتنه 1388،

آیت الله علم الهدی 9 دی 1388
 

یه قسمت از سخنرانی آیت الله علم الهدی  (در مورد محارب بودن سران فتنه و عوامل میدانی اشان.....) کلیک کنید (اینجا)
 حجم 3.17 مگابایت... فرمت 
3gp

یه قسمت دیگه از سخنرانی آیت الله علم الهدی  (حزب شیطان) کلیک کنید (اینجا
حجم 1.74 مگابایت... فرمت mp4

 

آیت الله علم الهدی: آقا این مملکت زیر چکمه 40هزار مستشار امریکایی بوده است. این مملکت در دست نظام ستمشاهی بوده این مردم با سینه خشک به استقبال گلوله داغ رفتند. قطره قطره خونشان را دادند تا ولایت فقیه را حاکم کردند؛ آن وقت یک مشت بزغالۀ گوساله در مقابل چشم مردم بیایند توهین به ولایت فقیه کنند..... و شعارهای مردم....کلیک کنید (اینجا) یه تیکه از سخنرانی آیت الله علم الهدی (ضد ولایت فقیه) در میدان انقلاب 9 دی 88 کلیک کنید (اینجا) حجم 2.95 مگابایت فرمت 3gp فریاد مرگ بر موسویِ امت حزب الله کلیک کنید (اینجا) حجم ۶۱۶ k فرمت 3gp خواسته ملت از مسئولان قضایی (اینجا) حجم ۸۷۵ k فرمت mp4

لعن علی عدوک یا حسین، خاتمی و کروبی و میرحسین
 

لعن علی عدوک یا حسین

خاتمی و کروبی و میر حسین

دریافت فایل تصویری با فرمت  mp4 کلیک کنید اینجا
حجم 3.62 مگابایت

ما عاشق حسینیم، دشمن میرحسینیم


بزرگترین ثروت براى یک نظام همین است که مردم پشت سرش باشند. آمدند به اصطلاح خواستند این حرکت مردمى را خراب کنند؛ گفتند راهپیمائى حکومتى! بى عقلها نفهمیدند که با این حرف دارند حکومت را تعریف میکنند؛ دارند از حکومت تمجید میکنند. این چه حکومتى است که در ظرف دو روز - روز عاشورا (یکشنبه) آن خباثتها را راه انداختند، روز چهارشنبه این حرکت عظیم راه افتاد - میتواند یک چنین بسیج عظیم ملى را در سرتاسر کشور بکند؟ امروز کدام کشور دیگر، کدام حکومت دیگر چنین قدرتى دارد؟ قوى ترین حکومتهاى دنیا و ثروتمندترینشان - که ولخرجى هاى زیادى هم براى جاسوس پرورى و خرابکارى و تروریست پرورى دارند - اگر همه ى تلاششان را هم بکنند، نمیتوانند ظرف دو روز، صد هزار نفر آدم را بیاورند توى خیابانهاى شهرشان یا کشورشان. چند ده میلیون انسان در سرتاسر کشور بیایند! اگر به دستور حکومت آمده باشند، این خیلى حکومت مقتدرى است؛ پس خیلى حکومت قوى اى است که اینجور امکان بسیج را دارد. اما حقیقت غیر از این است؛ حقیقت این است که در کشور ما حکومت و مردمى وجود ندارد - همه یکى اند - مسئولین حکومت، از شخص حقیر این بنده گرفته تا دیگران، هر کدام قطره هائى هستیم در اقیانوس عظیم این ملت.

آیت الله علم الهدی سخنرانی خوبی کردند که می توانید در اینجا متن آن را بخوانید.

این هم خواسته ملت ایران

نهم دى در سرتاسر کشور مشت محکمى به دهان فتنه‌گران زد

این پدر شهید هم با پسرش اومده که بگه همه ملت ایران و خانواده های شهدا و ایثارگران از موسوی و خاتمی و دار و دسته نیویورکی ها اعلام برائت می کنند....

 

امروز خط اسلام، خط ایمان باللَّه، خط انقلاب در کشور و در میان ملت، خیلى قوى‌تر، پررنگ‌تر و بالاتر است از آنچه که قبل از این فتنه بود. چرا؟ چون مردم، خوب امتحان دادند.

یوم الله 9 دی عام الفتنه 1388،

آیت الله علم الهدی 9 دی 1388
 

یه قسمت از سخنرانی آیت الله علم الهدی  (در مورد محارب بودن سران فتنه و عوامل میدانی اشان.....) کلیک کنید (اینجا)
 حجم 3.17 مگابایت... فرمت 
3gp

یه قسمت دیگه از سخنرانی آیت الله علم الهدی  (حزب شیطان) کلیک کنید (اینجا
حجم 1.74 مگابایت... فرمت mp4

 

آیت الله علم الهدی: آقا این مملکت زیر چکمه 40هزار مستشار امریکایی بوده است. این مملکت در دست نظام ستمشاهی بوده این مردم با سینه خشک به استقبال گلوله داغ رفتند. قطره قطره خونشان را دادند تا ولایت فقیه را حاکم کردند؛ آن وقت یک مشت بزغالۀ گوساله در مقابل چشم مردم بیایند توهین به ولایت فقیه کنند..... و شعارهای مردم....کلیک کنید (اینجا) یه تیکه از سخنرانی آیت الله علم الهدی (ضد ولایت فقیه) در میدان انقلاب 9 دی 88 کلیک کنید (اینجا) حجم 2.95 مگابایت فرمت 3gp فریاد مرگ بر موسویِ امت حزب الله کلیک کنید (اینجا) حجم ۶۱۶ k فرمت 3gp خواسته ملت از مسئولان قضایی (اینجا) حجم ۸۷۵ k فرمت mp4

پاسخ همسر شهید عابدی به همسر شهید باکری

ندای انقلاب: همسر شهید عابدی از شهدای هشت سال دفاع مقدس در نامه ای به همسر شهید باکری پاسخی خواندنی به نامه منتسب به وی در سایت نوری زاد داده است.

متن کامل این نامه که در اختیار ندای انقلاب قرار گرفته است به شرح زیر است:

خواهر عزیزم سلام

امروز در سایت آقای نوری زاد بانامه ای مواجه شدم که وی ادعا کرده بود این نامه متعلق به شماست. باتوجه به محتوای نامه باور این ادعا برایم سخت است البته در گذشته مواضع نا مأنوس و تعجب برانگیز از شما خوانده بودم ولی اینبار کمی متفاوت بود، لذا بر آن شدم به عنوان یک همسنگر سابق و انشاءالله همسنگر فعلی و همسنگر آینده، نکاتی را به عرضتان برسانم.

ازجهاتی من و شما شباهتهایی با هم داریم از جمله همسر شهید و معلم بودن شباهت دیگر تأکید بر آرمان شهدا، راه امام، اسلام، انقلاب، حجاب در یک کلام و همه ارزشهای اسلامی وانقلابی است اما تفاوت هایی هم داریم که به برخی از آنها اشاره می کنم.

۱. بنده برخلاف شما به پدیده های سیاسی و اجتماعی احساسی و یک بعدی نگاه نمی کنم. به عنوان مثال همچنانکه درنامه منتسب به شما آمده عبور ماشین نیروی انتظامی از روی یک فرد را می بینم و آنر ا تقبیح می کنم اما عبور ماشینی دیگر با سرعت ۱۴۰ کیلومتر از روی بدن بسیجی شهید غلام کبیری در میدان کاج سعادت آباد را هم می بینم و آن را نیز محکوم می کنم.

۲. بنده هرگونه افراطی گری را تقبیح می کنم از این رو به شیوه مقابله خشن با اغتشاشگران در خیابان بدون انجام تدبیر لازم برای تفکیک مردم عادی و عابران پیاده اعتراض دارم اما معتقدم با اغتشاشگران واقعی که به دستور صدای آمریکا، بی بی سی و رضا پهلوی به خیابان می آیند و چادر از سر زنان مومنه می کشند و صدها بانک را به آتش می کشند، مرگ بر اصل ولایت فقیه می گویند یعنی همان چیزی که همسران من و شما برای پاسدارای از آن و به فرمان ولی فقیه زمان به جبهه رفتند و جان عزیز خود را تقدیم کردند. شعار نه غزه، نه لبنان سر می دهند، شعار بهایی، بهایی حمایتت می کنیم سر می دهند، مانند گرگهای گرسنه یک بسیجی نوجوان را محاصره می کنند و لباس از تنش درمی آورند و ده ها جنایت دیگر مرتکب می شوند، با چنین سگان وحشی هم باید قاطعانه تر از قبل برخورد کنند.

۳. بنده برخلاف شما معتقدم اگر همین پاسداران و بسیجیانی که آقای نوری زاد معلوم الحال ناجوانمردانه و همسو با آمریکا و اسرائیل به ایشان حمله می کنند، نبودند آن گرگهای وحشی نه به تو رحم می کردند نه به من و نه حتی به زن و بچه های آقای نوری زاد و من برای این ادعای خود دلیل دارم از جمله به یاد شما می آورم همایش جنبش سبز را در برج میلاد قبل از انتخابات * که هنگام پخش یک کلیپ به محض ظاهر شدن تصویر شهیدان همت و باکری جماعت سبزی یکصدا هو می کنند. می توانید در مورد این مسأله تحقیق کنید.

از جمله پاره کردن پرچم عزاداری سید الشهدا در روز عاشورا و کف و سوت زدن آنها در روز عزای کائنات دقیقا مانند منافقین و طرفداران بنی صدر در روزعاشورای سال ۵۹ که موجب تأثر شدید امام(ره) گردید وایشان در یکی از سخنرانی های خود به همین مسأله اشاره کردند.

از جمله ضرب و شتم یک معلم در مقابل چشمان زن و بچه اش فقط به خاطر اینکه ریش داشت طوری که از هوش رفت و صدا و سیما نیز هم صحنه ضرب و شتم او را بارها پخش نمود و هم مصاحبه با وی را در بستر بیماری و حتما شما نیز این فیلمها را مشاهده کرده اید.

۴. خانم امیرانی بنده برخلاف شما و آقای جوانفکرمعتقد نیستم که آقای میرحسین را دشمن در ترشی نگه داشته بود و او را به ترشی تشبیه نمی کنم. من او را به ماری سمی تشبیه می کنم که در آستین نظام پرورش یافته بود تا در روز موعود زهر خودرا بریزد و به خیال خامش نظام را از پای در آورد اما مردم ما در روز ۹ دی این مار را زیر پای خود له کردند.

۵. بنده برخلاف شما تظاهرات ۵۰ میلیون نفری ۹ دی در سراسر کشور را در دفاع از ظلم نمی دانم بلکه در مقابل خیانت و ظلم می دانم، خیانت و ظلمی که توسط آمریکایی ها، انگلیسی ها، اسرائیلی ها، رضا پهلوی، مسعودرجوی ها و میرحسین ها، کروبی ها، خاتمی ها و ... مدیریت می شد که اگر مانندبنده اهل رصد رسانه ها باشید نمی توانید این واقعیت راانکار کنید. در حالی که مقامات آمریکایی و غربی علنا اعلام کردند که حامی جنبش سبز هستند و تمام توان رسانه ای خود را در حمایت از جنبش سبز به میدان آوردند هیچ آدم عاقل و منصفی نمی تواند غربی بودن جنبش سبز را انکار کند.

خانم امیرانی توصیه می کنم کتاب سایه عقابها، صفحه ۳۲۳ را بخوانید که توسط فردی به نام امیررضا پرحلم در سال ۸۴ منتشر شده است. درصفحه مذکور آقای مک کین از مقامات آمریکایی حتی نام جنبش را هم اعلام می کند «جنبش سبز» و دهها شواهد و قرائن دیگر که ندیدنشان از سوی شما بسیار عجیب است.

۶. بنده برخلاف شما آقای نوری زاد را نه تنها حر نمی دانم بلکه پست تر از حرمله می دانم که وقتی عرصه را بر ولی خود تنگ دید نه تنها به دفاع از او برنخاست بلکه برای عقب نماندن از ملک ری و غنائم دیگر از هنر تیراندازی خود نهایت استفاده را کرد تا بهتر از شمر و سنان و عمر سعد تیر به قلب ولی زمان بنشاند.

من امثال نوری زاد را پست تر از مسعود رجوی و رضا پهلوی می دانم چون در حالی که به اذعان خودش در آغوش گرم پدر آرمیده بود خنجر از آستین به در آورد و در سینه پدر فرو کرد.

خانم امیرانی می دانی چرا امثال نوری زاد چنین خیانت بزرگی را مرتکب شدند چون گمان کردند فتنه پر رعد و برق سبز کار انقلاب را یکسره خواهد کرد و آنگاه نه تنها سر ایشان بی کلاه خواهد ماند بلکه به جرم حامیان دیروز نظام ولایی محاکمه خواهند شد.

از این جهت من او را موجودی حقیر و پست و پلیدتر از تمام خائنان تاریخ می دانم که حتی ارزش توجه هم ندارند، نوری زاد تشنه شهرت است و داعیه لیدری جنبش سبز را دارد. این مسأله را برخی از جنبش سبزی ها هم فهمیده اند. لذا به او و لاطائلاتش وقعی نمی نهند و از شما تعجب است که برای چنین موجود حقیری نامه می نویسی(اگرانتساب نامه مذکور به شما درست باشد)

خانم امیرانی اگر واقعا به دنبال کشف حقیقت هستید در نامه ای دیگر از آقای نوری زاد چند سئوال کنید. یکی در مورد نظر وی راجع به حجاب، دوم در مورد امام، سوم در مورد انقلاب و بعد در مورد آمریکا، اسرائیل و جنایت های آنها و اگر دنبال شفافیت هستید هر پاسخی داد آن را منتشر کنید و اگر اینکار را نکردید، با عرض پوزش من شما را صادق نخواهم دانست و افکار عمومی نیر تکلیف خود را با شما خواهد دانست.

۷. خانم امیرانی آیا مصاحبه آقای نوری زاد با بی بی سی را نشنیدی که ۳۳ سال انقلاب را دوران خفقان نامید.

آیا توهین اخیر او به امام را در سایتش نخواندی که امام بزرگوار ما را همردیف جباران زمان خوانده بود و همین الآن که این نامه را برای شما می نویسم دوستان خبر دادند آن مقاله توهین آمیز به امام را از سایتش برداشت.

آیا آن مقاله نوری زاد را نخواندی که در آن از بهائیت عذرخواهی کرده بود و برای آنها اشک تمساح ریخته بود. جماعتی که تاریخ صد و پنجاه سال اخیر کشورمان پر است از جنایات ایشان.

۸. خانم امیرانی یا باید ادعاهای فوق را منکر شوی و ادعا کنی که دروغ است، در حالی که همه دیده اند و خوانده اند و شما نمی توانی تکذیب کنی، نمی توانی توهین های نوری زادبه امام و انقلاب را تکذیب کنی، نخواهی توانست حمایت آشکار آمریکاو اسرائیل رااز این جماعیت انکار کنی مگر اینکه خدای نا کرده اصلا خانم امیرانی درکار نباشد و عده ای در بی اطلاعی او از فضای سیاسی به نام او نامه می نویسند، یا اینکه اگر مطلع هستید پس نتیجه گیری بسیار نگران کننده خواهد بود، یعنی آنگاه خدای ناکرده باید باور کنیم که همسر شهید باکری هم به روی همه ارزشها و آرمانهای آن شهید عزیز و دیگر شهیدان پای گذاشته و در دام منافقین خبیثی مانند محمدنوری زاد افتاده است.

۹. خانم امیرانی فتنه سال ۸۸ به بهانه تقلب شعله ور شد و خسارات جبران ناپذیر مادی و معنوی فراوانی برکشور واردکرد آیا تاکنون وقت کرده اید در مورد صحت و سقم این ادعا و دروغ بزرگ تحقیق کنید؟

۱۰. آیا تا به حال از خودتان سئوال کرده اید که مدعیان تقلب چرا تاکنون حتی یک برگ سند دال بر تقلب رو نکرده اند. آیا همه این حوادث به خاطر آن دروغ بزرگ نبود؟

خانم امیرانی در صورت صحت ادعای انتساب نامه مذکور به شما می گویم فاین تذهبون؟

همسر شهید عابدی

* غیر از این مورد، در این مراسم در هنگام پخش کلیپ ویژه ارتحال امام روح الله و آن بخش خبری معروف ساعت 7 صبح که سنگین ترین و جانگدازترین خبر قرن حاضر را به اطلاع مردم می رساند سپاهیان عمر سعد شروع به کف زدن و هلهله کردن نمودند.....

1 2 3 4 5 ... 12 >>