X
تبلیغات
رایتل

فدایی سید علی

توضیحی ندارد!!

دکتر غلامحسین الهام در گفت‌وگویی اهداف جریان پایداری را تبیین کرد؛

کسانی که موضع شفافی در قبال فتنه نداشتند اصولگرا نیستند/ وحدت حول اصول نه منافع سیاسی و حزبی/ مشایی منشأ تفرق

جبهه پایداری نیروهای انقلاب اسلامی روز پنج‌شنبه اعلام موجودیت خواهد کرد. دکتر غلامحسین الهام نیز از اعضای این جبهه است که نقش مؤثری در شکل‌گیری آن داشته و به لحاظ سوابق سیاسی، انقلابی و تخصصی متعددی که از بعد از انقلاب داشته، یک وزنه به‌شمار می‌آید.

در دولت نهم رئیس دفتر رئیس‌جمهور و سخنگوی دولت بود و از اواخر سال 86 به وزارت دادگستری رفت. با این حال، در دولت دهم به‌دنبال کنار زده شدن تعدادی از نیروهای انقلابی، وی نیز کنار گذاشته شد و اکنون تنها به‌عنوان مشاور حقوقی رئیس‌جمهور در دولت نقش دارد و عمده وقت و فعالیتش بر فعالیت‌های حقوقی دانشگاهی و پژوهشی شورای نگهبان متمرکز بوده است.

اعضای جبهه پایداری با توجه به متانت و تسلط او در ارائه مباحث گفتمانی به او پیشنهاد داده‌اند که سخنگوی این جریان که قرار است طیف وسیعی از نیروهای حزب‌اللهی بدون حزب و دسته را پوشش دهد، بپذیرد اما وی این پیشنهاد را نپذیرفته است.

در عین حال، طی روزهای گذشته فضاسازی منفی علیه برخی از جریان‌ها و افرادی که اعلام موجودیت این جبهه را مساوی با زیر سؤال رفتن خود می‌پندارند، آغاز شده و شبهاتی مطرح کرده‌اند که الهام در گفت‌وگو با باشگاه خبرنگاران به برخی از آن‌ها پاسخ داده است.

* آقای دکتر، این روزها تعداد سخنرانی ها و موضع گیری های سیاسی شما بیشتر شده به‌خصوص اینکه در شهرستان ها نیز جلساتی داشتند، آیا افزایش تعداد سخنرانی های شما علت خاصی دارد؟

نه علت خاصی ندارد؛ یک قرارهایی با دوستان شهرستانی داشتیم که به تاخیر افتاده بود لذا با توجه به دعوت دوستان که تصادفا با هم جمع شده جلسات مان زیاد شده است.

*شما به عنوان یکی از اعضای اصلی جبهه پایداری بفرمایید به چه علت این جبهه تشکیل شد و آیا فضای غالب آن وزرای سابق دولت احمدی نژاد هستند و یا ممکن است افراد دیگری از جبهه وزاری فعلی دولت نیز، به آن اضافه شوند؟

جبهه پایداری یک جریان فکری است که از 3 تیر 84 شکل گرفت و ظهور پیدا کرد. لذا این جبهه یک تشکیلات جدید نیست. جبهه پایداری یک گفتمانی است که تفکرش برگرفته از مکتب امام است و عدالت در مدیریت کشور نیز یکی از شاخص های اصلی آن است که افراد با چنین نگرشی را در دایره خود جای می دهد و من نیز خود را در این جریان فکری می بینم. شاخص های اصلی و دلایل شکل گیری این جبهه همان دلایل پیدایش سوم تیر 84 است، یعنی عدالت خواهی، مبارزه با فساد، فقر، اشرافیت و ایستادگی در برابر استکبار و ظلم.

هنوز نیز تفکر سوم تیر، تفکر غالب در کشور است و تصور من این است اکثریت جامعه نیز چنین نگرش و مطالبه ای را از حکومت دارند که این موارد از جمله برجستگی های موجود در جبهه پایداری است.

جبهه پایداری تاکیدی است بر وجود یک چنین جریان موثر کارآمد در کشور که بعضی ها می خواهند این جریان را متوقف و یا آن را استحاله کنند اما باید بدانند که این جریان برگشت پذیر و توقف پذیر نیست و انحراف را هم برنمی تابد و با شتاب در مسیر خود حرکت خواهد کرد.

* با توجه به اینکه این گفتمان تازه اعلام موجودیت کرده چه چشم انداز و اهدافی را در دستور کارش دارد، اعضایش را هم نام ببرید؟

این اعلام موجودیت نیست بلکه تبیین هویت است چرا که جبهه پایداری یک مکتب فکری است و اعضای آن شامل افرادی است که زمانی در سطوح مختلف و عرصه های متعدد دینی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، مطبوعاتی و تبلیغی و حوزه های دیگر برای نهادینه کردن این تفکر تلاش کردند. همه این افراد حاملان گفتمان 3 تیر هستند و به هیچ کسی تعلق ندارند. شاخص این جریان ولایت است که تلاش آن در جهت تحقق مطالبات و منویات رهبری است که مبتنی بر مکتب امام می باشد.

* آیا جبهه پایداری یک شورای مرکزی برای کاراهای اجرایی اش پیش بینی کرده است؟ جبهه پایداری کارکرد و اهداف حزبی ندارد. اعلام موجودیت جبهه پایدرای در آستانه انتخابات شائبه اهداف انتخاباتی این حزب را در اذهان عمومی به وجود آورده است، آیا در این زمینه جبهه فعالیتی خواهد داشت؟

بله. راهبرد انتخاباتی دارد؛ جبهه پایداری از گفتمان امام و انقلاب اسلامی هویت یافته و حامل این تفکر است؛ این جبهه و حاملان آن در سال 88 در برابر جریان فتنه ایستادگی کرد و پس از آن نیز مخالفت های خود را با انحراف هایی که در گفتمان 3 تیر ایجاد شد اعلام کرد و تمایز خود را از نظر مبانی معرفتی با انحرافاتی که در گفتمان سوم تیر ایجاد شد، صریحا مشخص کرده است.

عملکرد این جریان فکری در برابر جریاناتی که در قالب سازندگی و اصلاحات در مسیر منحرف از ارزش های امام و انقلاب بودند، در مواضع افرادی که در این جبهه هستند نیز کاملا آشکار بوده است.

حول اصول وحدت می‌کنیم نه حول منافع سیاسی و حزبی

* برخی افراد فعالیت جبهه پایداری را به نوعی وحدت شکنی در میان اصولگرایان تلقی می کنند، نحوه مواجهه این جریان با موضوع وحدت اصولگرایان که تاکید زیادی بر آن نیز هست چگونه خواهد بود؟

وحدت در کشور تنها حول مکتب امام صورت خواهد گرفت، دیدگاه ها و مبانی ما همان مبانی انقلاب است که بارها رهبر انقلاب آن را تبیین کرده است. وحدت در عمل یعنی تبعیت از رهبری. این نظام و ولایت و رهبری واحدی دارد و بجز این چارچوب دیگری برای وحدت قابل تصور نیست و جبهه پایداری اساسا پرچم دار این تفکر است و ولایت را اساس وحدت می داند، بنابراین ما پرچم دار وحدت هستیم؛ وحدت حول اصول است و نه منافع سیاسی و حزبی.

من نمی دانم که با چه استدلالی گفته می شود که ما وحدت شکن هستیم این جریان گفتمان غالب جامعه است و بروز رفتاری اش بر حمایت از حرکت سوم تیر 84 و موج عدالت خواهی که در آن زمان به وجود آمده بوده چرا که به علت فاصله رفتاری برخی از مسئولین از گفتمان امام و انقلاب این تلقی را در جامعه به وجود آورده بود که دیگر حکومت دینی کارآمدی ندارد و حرکت سوم تیر یاس مردم را به امید تبدیل و کارآمدی حکومت دینی یعنی نظام ولایت فقیه و عدالت اسلامی را اثبات کرد.

جبهه پایداری نوید بخش حفظ گفتمان حکومت دینی کارآمد است و وحدت آن با کسانی که موضع شفافی در برابر فتنه88 نگرفته اند و با توجه به روشن بودن حق و باطل از منافع خویش دست نکشیده و حق را کتمان کرده اند اتصال پذیر نخواهد بود چنانچه وحدت با آنان نفی مردم و انقلاب و رهبری است.

* نوع ارتباط جبهه پایداری با کمیته 7+8 هنوز چندان شفاف نشده است، آیا تعامل و رایزنی برای پیوستن نمایندگان این جبهه به هیئت وحدت اصولگرایان صورت گرفته است؟

کمیته 7+8 یک مسئله فرعی و مربوط به شیوه اجرایی در انتخابات است و بیانگر وحدت اصولگرایان نیست که در گفتمان امام اصالت دارد، این است که هرکس در مسئولیت های سیاسی و اجتماعی خود مسیر را گم نکند.

همچنین، از آن مسیر حمایت شود یعنی حفظ اسلام ناب و انقلاب، لذا اگر فرمول انتخاباتی در این چارچوب باشد کاملا موفق می شود و اگر در این چارچوب نباشد ناکام خواهد بود.

بحث وحدت تنها با تبعیت از رهبری در چارچوب اصول امکان پذیر خواهد بود و به اعتقاد ما وجود دارد، اگر مشکل، تردید و شبهه ای وجود داشته باشد با اصالت دادن به اصول و صرف‌نظر از فروع و منافع، رفع خواهد شد اتصال و با ایشان می شود وحدت را حفظ کرد، لذا کسانی که از رهبری در ماجرای فتنه 88 تبعیت نکرده اند و موضع درست و شفافی نسبت به این جریان نگرفتند، ما آنان را نمی توانیم اصولگرا بدانیم.

جریان فتنه هزینه سنگینی را بر کشور تحمیل کرد که عوارض ناشی از آ‌ن هنوز در جامعه آشکار است و برخی ترورها و حوادثی که اخیرا در جامعه اتفاق می افتد ریشه اش در فتنه 88 است، چرا که فضای کشور را به نقطه ای رساندند که دشمن را برای مقابله با نظام اسلامی دلگرم و تحریک کرد.

جبهه پایداری تبلور ملت است و مواضع و دیدگاه های کاملا روشن و آشکاری دارد، بر مبانی عقیدتی و معرفتی اش حساسیت دارد و در مقابل انحراف از اصول انقلاب، پایداری کرده و همچون ملت در سیاست خارجی ضداستکبار است و عدالت و مبارزه با فساد را اولویت در امور مملکتی و اجرایی می داند.

جبهه پایداری بر اصول خود پایدار است؛ پایداری بر اصول لازمه وحدت است.

وحدت باید حول مکتب ایجاد شود نه حول قدرت

* جبهه پایداری بر اصول خود به قیمت هزینه ایجاد انشقاق و از بین رفتن وحدت اصولگرایان اصرار دارد و یا وحدت را بر اصول خود ترجیح می دهد؟

اسم این جبهه پایداری است، یعنی پایداری بر مکتب امام و اصول انقلاب و این تفکر را به هیچ چیز نخواهد فروخت.

وظیفه جبهه پایداری، جهاد برای تفکر ناب امام و انقلاب است و وحدت را در پایداری بر اصول و ارزش ها می داند وحدت باید حول مکتب ایجاد شود و نه حول قدرت، که این صورت این انحراف است.

* رابطه جبهه با علمای عظام چگونه است و چرا از میان فقهای موجود فقط با آیت الله یزدی، آیت الله مصباح و آیت الله خوشوقت ارتباط دارد؟

اسلام ناب منهای فقاهت میسر نیست و خاستگاه فقاهت، حوزه علمیه و روحانیت متفکر و اصیل و منزه است. بنابراین هر حرکتی اگر بخواهد در مسیر خودش تداوم و سلامت فکری اسلامی داشته باشد، البته نیازمند اتصال به روحانیت اصیل و حاملان فقه اصیل و ناب محمدی است، چرا که هر تفکر اسلامی منهای روحانیت غالبا دچار انحراف و یا التقاط خواهد شد، از این رو جبهه نیز به این امر اعتقاد داشته و برای استفاده از ظرفیت علمی، اخلاقی و عملی فقهای اسلام این فقها وعلما را که این ویژگی ها در آنان شاخص و برجسته است و خود مشوق این جریان بوده اند را به نیابت از جامعه علما و روحانیون برگزیده است و این به معنای این نیست که با دیگر علما ارتباطی نداشته باشد.

* اشتراکات این جبهه با احمدی نژاد بیشتر است یا انتقاداتش؟ این جبهه موافق احمدی نژاد است و یا منتقد او؟

آقای احمدی نژاد یک هویت شخصی دارد و یک هویت حقوقی، که در هویت حقیقی‌‍اش مولود این مکتب و جریان فکری است، لذا مادامی که احمدی نژاد در این تفکر (گفتمان سوم تیر که عامل انتخاب او در جایگاه حقوقی اش بوده) پویا و فعال باشد و در مسیر حرکت کند هویتش باقی است و هرجا که از این تفکر فاصله بگیرد، دیگر آن احمدی نژاد (در هویت حقیقی اش) نخواهد بود.

این یک واقعیتی است که در همه مکتب های فکری حاکم است تا زمانی که هر شخصیت فکری  برجسته یک مکتب در مسیر اهداف جریانش قدم بردارد، هویت دارد، اما زمانی که تجدید نظر طلب شود و از ارزش های فکری اش فاصله بگیرد، بی هویت شده و در آن مکتب فکری ریزش به وجود خواهد آمد. اما احمدی نژاد در جایگاه حقوقی رئیس جمهور است و باید در این جایگاه مورد حمایت قرار گیرد. و او را در انجام وظایف خطیر ریاست جمهوری طبق قانون یاری کرد.

* پیش بینی شما در این خصوص چیست؟

ما امیدواریم آقای احمدی نژاد ارزش و نگرش مکتبی اش را حفاظت کند.

شاخص دانستن شخص احمدی نژاد، یک انحراف است

* بعضی از حامیان کنونی رییس جمهور، فقط احمدی نژاد را شاخص گفتمان 3 تیر می دانند، نظر شما چیست؟

این نوع تفکر، خودش انحراف است، چرا که ملاک های حق و باطل، افراد و چهره ها نیستند بلکه اعمال و کردار و تفکر است.

احمدی نژاد با تلاش و فداکاری به‌خاطر گفتمان عدالت روی کار آمد و از اینکه توانست این گفتمان را با اراده ملت حاکم کند، ارزش و اعتبار والایی را به نام خود ثبت کرد اما این گفتمان چارچوب مشخصی دارد که با تغییر افراد این ملاک ها و چارچوب ها عوض نمی شود و آن مکتب فکری پابرجاست.

احمدی نژاد تبلور اراده ملی است، علی‌رغم اینکه مشکلاتی در درون دولت دهم وجود دارد، هنوز شاخص های گفتمان 3 تیر در این دولت دیده می شود و باید مورد حمایت قرار بگیرد، اما این موضوع که یک عده به او اصالت بدهند و هر چه که او گفت را حق بدانند، ما این جایگاه را نیز برای او قائل نیستم.

* آیا نمایندگان جبهه پایداری در شورای اصولگرایان (کمیته 7+8) مشخص شده اند؟

برای اطمینان از اینکه فرآیند شورا به استمرار گفتمان امام بیانجامد، در حال مذاکره هستیم.

* آیا این افراد به عنوان نمایندگان احمدی نژاد شناخته شده اند یا ممکن است رییس جمهور جدا از این جبهه در این کمیته نماینده داشته باشد؟

تا به حال سیاست این بوده که دولت و یا نهادهای اجرایی در انتخابات مداخله سیاسی نداشته باشند، چرا که مجری انتخابات هستند. مقام معظم رهبری نیز دستگاه های اجرایی را از دخالت در انتخابات نهی کرده اند.

به هر حال، اگر تلقی نماینده دولت در این کمیته وجود داشته باشد به عنوان یک تفکر و گفتمان خواهد بود و نه جایگاه دولتی و هر کسی می تواند در این انتخابات حامل این گفتمان باشد. اما حضور دولت و دیگر نهادهای حکومتی به عنوان یک ضلعی از حرکت های سیاسی انتخابات مورد تایید جبهه پایداری نیست.

* با توجه به اینکه خیلی از وزرایی که از دولت رفتند، دیگر هیچ ارتباطی با آقای احمدی نژاد ندارند، اما شما هنوز در کنار وی دیده می شوید و همچنان حکم مشاور حقوقی رئیس جمهور را دارید؟

دولت احمدی نژاد آسان و ارزان بدست نیامد چرا که مطالبات رهبری به ویژه در زمینه عدالت که 16 سال بعد از رحلت امام(ره) بر زمین مانده بود، این جریان سوم تیر پاسخی بود به این مطالبات، لذا این جریان که در یک پروسه زمانی و فرایند طولانی بدست آمده متکی به یک شخص نیست و مطالبه ریشه دار در اعماق جامعه است. مهم این است که کسی بتواند به این مطالبه پاسخ عملی و اجرایی بدهد.

چنانکه دولت نهم با اراده معجزه آسای ملت که این مطالبه را تحقق بخشید. بنابراین در جریان سوم تیر فرق ندارد که در چه جایگاهی وزیر، معاون و یا مشاور ایفای نقش کنی چرا که این دولت یک جهاد عقیدتی بود و همین که اشخاص بر تفکر و ارزش های شاخص حرکت سوم تیر پای بند و استوار باشند و خود را خادم ملت بدانند، جدای از دولت نیستند.

حرکت این جبهه رقابت سیاسی برای قدرت و اختلاف و انتقام نیست و این جبهه محدود به این افراد هم نیست.

در مورد خودم هم قبلا گفته بودم که نسبت من با رئیس جمهور، نسبت گفتمانی است، چه در دولت و چه بیرون از دولت حامی این گفتمان خواهم بود.

مشاوره در ایران یک عنوان سرکاری است

* کم شدن رابطه شما با دولت به‌خاطر هشدار خانم رجبی بود؟

نه؛ من از باب تاثیرگذاری عرض کردم، عنوان مشاور در سیستم اجرایی ما غالبا صوری است و به قول معروف عنوان سرکاری است و با واقعیت مشورت متفاوت است. در عین حال در مورد مسائل حقوقی گاهی طرف مشورت قرار میگیرم.

از موارد تعارض دولت با گفتمان سوم تیر قطعا انتقاد می‌کنیم

* شما مشاور حقوقی رییس جمهور هستید اما در بسیاری از مواقع جریان انحرافی را مورد انتقاد قرار می دهید، آیا آقای احمدی نژاد از شما ناراحت نمی شود؟

آقای احمدی نژاد من را می شناسد و توقع چنین چیزی را ندارد. اگر ما جایی دولت را در تعارض جدی با گفتمان سوم تیر ببینیم قطعا انتقاد خواهیم کرد و برسر مواضع و دیدگاه های مکتب فکری خود پابرجا خواهیم ماند.

آقای احمدی نژاد می داند که با اعضای دولتش چنین میثاقی داشته است که آنچه را حق می دانند بیان کنند. 

* گفتید که جبهه پایداری یک مکتب فکری است، حالا برای اینکه گفتمان خودش که گفتمان امام و انقلاب است را بخواهد در جامعه پیاده سازد، احتیاج به قدرت دارد، فکر می کنید چقدر این جبهه در رقابت های پیش رو وزن سیاسی خواهد داشت؟ چهره های رای آور این جبهه چه کسانی هستند؟

چهره های سیاسی که شانس رأی داشته باشند در این جبهه زیاد و فراوان است، چرا که جامعه را حامی این گفتمان می دانیم، بنابراین گفتمان جبهه پایداری گروه های زیادی از جامعه را در همه قشرها و سطوح به‌خصوص توده های مردم در بر می‌گیرد.

آمده ایم تا تنگ نظری‌های حزبی را بشکنیم

مانع این جریان تنگ نظری های حزبی است، اما ما آمدیم این قالب های محدود را بشکنیم تا فرصتی برای معرفی شخصیت هایی که حامل این گفتمان باشند، فراهم شود و آنان را مورد حمایت قرار دهیم، از هر حزب و گروهی باشند یا از هیچ حزب و گروهی نباشند.

بنابراین پرداختن به انتخابات یکی از وظایف جبهه پایداری است، چرا که امام(ره) فرمودند: بی توجهی به انتخابات مسامحه در امور مسلمین است و این مسامحه از گناهان بزرگ است.

* آیا جبهه پایداری به صورت جداگانه در انتخابات شرکت می کند؟

طبعا هر جریانی کار جمعی را بر کار انفرادی ترجیح می دهد، ولی اصول را نباید فدا کرد.

* چرا در حاشیه دولت احمدی نژاد که مبتنی بر مکتب اصیل امام و انقلاب است؛ یک جریان انحرافی شکل گرفت و و اجازه داد که چنین عقاید منحرف که در تضاد با گفتمانش بود، ظهور پیدا کند؟

متاسفانه کسانی که اشکال در مبنای فکری شان وجود داشت، دور احمدی نژاد گرد آمدند و به صورت پنهان و نه شفاف شروع به ترویج اعتقادات انحرافی خود کردند که آرام آرام این مبانی منحرف به صورت تاکتیک اجرا شد و در نهایت منجر به تغییر استراتژی دولت شد.

جریان انحرافی به طور پنهان دولت را از وجود نیروهای خالص تصفیه کرد

در واقع زمانی جریان انحرافی توانست تاثیر گذار باشد که به طور پنهان دولت را از وجود نیروهای خالص تصفیه کرد، نیروهایی که اصالت گفتمانی بیشتری داشتند از دولت حذف شدند.

در این میان در کنار تغییر و تحولات در دولت رفتار نادرست برخی دیگر از اصولگرایان خارج از دولت نیز به این قضایا دامن زده و رفتار آنان با دولت بستر ساز تقویت و رشد این جریان منحرف در درون دولت شد، لذا آسیب شناسی این جریان ممکن است موجب تلخی دائقه بعضی ها شود؛ فعلا بگذاریم و بگذریم.

* چرا این پالایش عکسش انجام نشد و نیروهای منحرف از دولت کنار گذاشته نشدند؟

به هر حال جریان انحرافی در دولت نفوذ کرده و این موضوع قابل انکار نیست، اما اینکه گفتمان 3 تیر فاسد باشد و یا مرده، اینطور نیست و هنوز زنده و پویا است چون اصالت انقلاب را دارد.

* آیا جبهه پایداری برای مقابله با جریان انحرافی حاشیه دولت شکل گرفته است؟

بله، این وظیفه را دارد؛ اما ابتدا سیاست ما نفی و حذف نیست بلکه نگاه ما اصلاح است و به نظرم با نگاه خالصانه و توکل به خداوند می توان به اهداف والا رسید.

البته جریانی که در دولت به این انحراف دچار شده باید شفاف نقد شود و طبعا هویت دولت نیز به این است که از آنان عبور کرده و به اصالت هایش برگردد.

اعضای جبهه پایداری همانطور که از فتنه و فتنه گران زاویه گرفته و مقابله کرده اند، با جریاناتی که با گفتمان دولت در سال 84 نیز هماهنگ نباشد موضع لازم و مناسب خواهد گرفت و به وظیفه خود عمل خواهد کرد.

تبدیل شدن اصلاح طلبان به طیف های تندرو یا معتدل مشکل آنان را حل نمی کند

* با توجه به اینکه فضای سیاسی کشور به سمت انتخابات در حرکت است، جایگاه اصلاح طلبان را در این رقابت سیاسی چطور ارزیابی می کنید؟

جریان اصلاحات برای رسیدن به قدرت از هر روشی استفاده می کند، درست بر خلاف جبهه پایداری که استفاده از هر روش و تاکتیکی را برای رسیدن به قدرت بر نمی تابد.

جریان اصلاحات یک وصله ناهمگون در نظام اسلامی است، چرا که مبانی فکری آنان با انقلاب نمی خواند، بنابراین تبدیل و تقسیم شدن آنان به طیف معتدل، کندرو و تندرو نمی تواند مشکلی را از این جریان حل کند.
پرچم و اندیشه التقاطی نمی تواند در متن جریان خالص فکری جای گیرد و جریان اصلاحات زاویه دار بودنش با مکتب انقلاب کاملا آشکار و مشخص است.

هاشمی رفسنجانی تکیه گاه فتنه گران است

* نظرتان در مورد آقای هاشمی به عنوان حامی جریان اصلاحات چیست؟ به طوری که شاهد هستیم، وی نیز تحرکاتی را برای انتخابات پیش رو، داشته است این فعالیت های انتخاباتی را چطور ارزیابی می کنید؟ و طیف های منتسب به هاشمی چه گروه هایی هستند؟

هاشمی تکیه گاه فتنه گران است چرا که با استفاده از قدرتی که دارد به صورت آشکار و پنهان سعی می کند روی طیف هایی از اصولگرایانی که اصول‌شان را فراموش کردند و یا در زمان حرکت نکرده و از قطار انقلاب جا مانده اند و همچنین کسانی که از اصولگرایی فقط نامش را یدک می کشند را گرد خود بیاورد.

همچنان که هاشمی در فتنه 88 نیز از فتنه گران حمایت کرد و حتی جریان انحرافی را نیز می تواند مدیریت کند چرا که هاشمی یک سیاسی کار توانمند است و به خاطر اینکه قدرت برای او اصالت دارد و نه مکتب، از گروه های مختلف استفاده ابزاری می کند حتی اگر منحرف و فتنه گر باشند.

هاشمی یک جریان سوخته است نه جریان سوم

* شکل گیری جریان سوم همیشه در محافل سیاسی مطرح بود، آیا با توجه به شرایط سیاسی جامعه فکر می کنید در این مقطع جریان سوم ظهور پیدا کند و اینکه چه گروهی را جریان سوم می دانید؟ آیا هاشمی با گروه های مردمی و منحرف که دور خود جمع کرده می تواند جریان سوم باشد؟

قطعا هاشمی جریان سوم نیست، هاشمی یک جریان سوخته است، چون اصالت فکری ندارد و هر بار رنگ عوض می کند .هاشمی را در جایگاه چپ گرایی افراطی تا راست گرایی دیده ایم و این تغییر دیدگاه و دوگانگی در سیاست هاشمی را ساقط کرد و نه حفاظت.
 
همچنین، جریان انحرافی که رای مردم به دولت را مال خود می داند و فراموش کرده که این رای به گفتمان 3 تیر بوده و نه به شخص خاص، نیز نمی تواند جریان سوم باشد.

قطعاً جریان سوم اگر شکل بگیرد جریانی است مبتنی بر گفتمان انقلاب و نظام که همچنان بر سر ارزش های خود پا برجامانده و دچار استحاله نشده و اشکالات موجود را هم نداشته باشد، نسخه جدیدتر دولت سوم تیر باشد البته رهبری آن نیز به دست ولایت فقیه خواهد بود.

* آیا استراتژی تطهیر چهره خاتمی و سیاست بازگشت او به نظام امکان پذیر خواهدبود؟

خاتمی با برگشت (درصورت اعلام برائت از جریان فتنه) ممکن است خودش را حفظ کند و نه جریانش را، چرا که خاتمی اصالتش را به عنوان لیدر جریان اصلاحات از دست داده است و مردم نیز به چهره های مصرف شده و سوخته بر نمی گردند و در مورد آقای هاشمی نیز این قضیه صدق می کند.

گرم کردن تنور انتخابات نیازی به حضور اصلاح طلبان ندارد

* پس شما به ورود اصلاح طلبان به رقابت های انتخاباتی اعتقادی ندارید؟

اگر مقصود این است که تنور انتخابات را به قیمت سوختن ارزش ها گرم کنیم و کسانی که انتخابات و نظام را قبول ندارند و برای حضورشان شرط می گذارند را لازمه انتخابات بشمریم، این را قبول نداریم؛ بهتر است کسانی در انتخابات شرکت کنند که نظام را قبول داشته و رعایت قوانین و اصولش را بر خود واجب بدانند.

نباید حکومت را بازی تلقی کرد که هر کسی برای گرم شدن بازی وارد رقابت های سیاسی شود و باید تنها کسانیکه آمادگی خدمت رسانی به مردم را براساس گفتمان انقلاب و ارزش های نظام دارند به میدان عمل بیایند.

البته در واقعیت، اصلاح طلبان حتما شیوه ای برای حضور خود تداریک خواهند کرد و سیستم انتخاباتی کشور هم این قابلیت را دارد و این امکان حضور وجود دارد؛ در هر حال مردم هوشیار هستند.

* آیا آقای احمدی نژاد پست جدی به شما پیشنهاد نداده است؟

نه.

* یکی از انتقادهای مخالفان تعداد مشاغل شما در دولت نهم بوده است، نظرتان درمورد تعداد مشاغل مشایی و عناوینی که در دولت دارد و حدود 18 تا 20 عنوان است، چیست؟

تنها مشایی نیست کسان دیگری هم در کشور هستند که این مشکل را دارند.

* مانند چه کسی؟

لزومی ندارد اسم ببریم. درواقع آنچه که حساسیت سیاسیون را برانگیخت ظاهراً فقط پست های من بود و بعد از کنارگیری بنده از دولت این موضوع فراموش شد و افراد با پست های متعدد دولتی در دستگاه های مختلف مشغول بکار هستند.

*یعنی شما مخالف مشاغل مشایی هستید؟

من شخصاً با سیاسی کردن مباحث حقوقی به خصوص این موضوع که مربوط به اصل 141 قانون اساسی است، مخالفم و اگر تعدد مشاغل در قانون ممنوع شده است، باید با دید حقوقی به این قضیه نگاه شود و نه سیاسی.

* موضع گیری های سیاسی خانم رجبی نسبت به گذشته کمتر شده، آیا شما از ایشان خواستید که موضع گیری کمتری داشته باشند و اینکه آیا در جبهه پایداری به شما کمک می کنند؟

جبهه پایداری یک جریان فکری است و من تفکر خانم رجبی را در این گفتمان می بینم. خانم رجبی از دوران سازندگی و اصلاحات همیشه دغدغه مکتب امام را در مبانی خود داشته و در این زمینه صحبت های زیادی نیز داشته است، اما فعالیت سیاسی وی ارتباطی به من ندارد.

* کاهش موضع گیری های سیاسی خانم رجبی را تأئید می کنید؟

بله، کاهش داشته است چون تریبون ندارد او آدم مستقلی است و معمولاً گروه های سیاسی افراد مستقل را بر نمی تابند. از دولت نهم تمام سایت های مجوزدار خانم رجبی بسته شده و تریبون ندارد، اما اگر لازم باشد در حد ضرورت صحبت می کند. او نسبت به دین و اعتقاداتش احساس مسئولیت میکند و هرجا لازم ببیند به وظیفه شرعی خود عمل می‌کند.

* آقای باهنر چندی پیش گفته اند که احمدی نژاد تغییر نکرده بلکه شناخت ما از او بیشتر شده، نظر شما در این رابطه چیست؟

آقای باهنر مثل بسیاری از اظهارنظرهایش این جا هم اشتباه کرده است.

* بیشتر سیاستمدار هستند یا حقوقدان؟

من خودم را سیاست مدار نمی دانم.

* فرق رئیس دفتری شما با رئیس دفتری مشائی چیست؟

ما 2 آدم متفاوت در عموم جهات هستیم. از نظر اختیارات هم شرایط ما کاملا متفاوت است.

* اگر دوباره رئیس دفتر رئیس جمهور بشوید؟

خدا کند که هرگز ضرورتی برای کار اجرایی پیش نیاید.

* خانه داری خانم رجبی بهتر است با مواضع سیاسی اش؟

هر دو.

* اگر رئیس جمهور درباره بازداشت شدگان جریان انحرافی از شما مشاوره حقوقی بخواهد!

من در مورد بازداشت و حبس حرف های سیاسی نخواهم زد و این مورد بحث حقوقی است. هر کس در مباحث حقوقی چه رئیس جمهور، چه دستگاه های قضائی و چه دستگاه امنیتی از من مشورت بخواهند، آنچه را حق بدانم خواهم گفت. اما اگر منظورتان این است که من وکیل جریان انحرافی شوم نه جنین چیزی را قبول نمی کنم.

* آقای دکتر، چند کلمه می گوییم، ممنون میشویم نظرتان را در قالب یک کلمه درباره این موضوعات بیان کنید:

* سخنگوی دولت/ شاق ترین کار.

* رئیس دفتری/ موج گیر و سپر بلا.

* وزارت دادگستری/ خیلی شیک، آنقدر مهم که قانون اساسی بر بی اهمیتی آن تاکید کرده است.

* دانشکده حقوق دانشگاه تهران/ کار ارزشمند، پایدار و روبه آینده.

* جاسبی/ آینه آقای هاشمی.

* مجلس هشتم/ پر چالش.

* دولت نهم/ امیدبخش.

* دولت دهم/ محل تأمل.

* آقای مشائی/ منشا تفرق

*معجزه هزاره سوم/ حرف درست.

* فاطمه رجبی/ صریح و تنها همچون ابوذر

* مهندس فتاح/ دوست خوب من.

* محصولی/ دوست ارزشی.

* لنکرانی/ مومن، متخصص و تیزبین.

* حزب موتلفه/ حزب باستانی ایران اسلامی.

* آیت اله مهدوی کنی/ شخصیت دین مدار، محبوب و دلسوز.

* الماسی برای فریب/ پیچیدگی انسان ها...

منبع: رجانیوز